داود بن محمود القيصري
89
رسائل قيصرى ( حواشى آقا محمد رضا قمشه اى ) ( فارسى )
اشياء سارى است و وجود همهء أشياء به احاطه و سريان ويست » قابل خدشه است ، چه آنكه آنچه از حق سارى در اشياست فعل حق است نه ذات حق كه مقوم اشياست ، چه آنكه مطلق به جهت اطلاق معيت سريانى ندارد و سريان آن باعتبار قبول تقيد است و آنچه با ماهيت متحد و باعتبار تعمّل عقلي منضم بماهيات مىشود وجود مقيدست كه از جهت تقيد عين ربط به مطلق است و اتحاد مطلق با مقيد ، اتحاد حقيقت با رقيقت است و گرنه بايد حقيقت وجود مقام و مرتبهاى غير ممازج و مختلط با ماهيات نداشته باشد . لذا هر ماهيت موجودى - عقلا - مركب است از جهت امكان و ظلمت و جهت وجود و نوريت و در خارج يك امر تحقق دارد كه وجودست و چون اين وجود مقيد و محدود و متنزل از مقام اطلاق است داراى جهت عدمى است كه از آن بحدّ ماهوى تعبير نمودهاند و شدّت و ضعف و كمال و نقص و ديگر جهات مربوط بانحاء تشكيك از اينجا ظاهر مىشود و نور غنى و نور فقير و نور قائم بذات و مجرد و نور مادي ملازم با غسق لازمهء أصل حقيقت وجودست . هذا غاية ما يمكن ان يقال في المقام و اللّه يقول الحق و يهدى السبيل . « 1 » بحث و تحقيق عرفا در مقام اقامهء برهان بر وجوب وجود و اثبات وجوب ذاتي براي حقيقت وجود ، مورد نفى و اثبات را أصل طبيعت وجود بما هي هي و نفس ذات وجود بدون اضافه و ارتباط با ماهيت يا اتحاد با ماهيات
--> ( 1 ) - چاپ سنگى قديم ، الهيات أسفار ص 10 ، 11 .